X
تبلیغات
نماشا
رایتل
چهارشنبه 12 خرداد 1389
من در طول سابقه خود حتی در جنگ چنین وضعیتی را تجربه نکرده بودم. بعد از این ماموریت بود که آن هلیکوپتر مدت زیادی برای تعمیر به آشیانه رفت. چه کسی میتوانست در آن موقع جلوی ملتی را که همه جوان و متاثر برای از دست دادن رهبر و پدر خود بودند، بگیرد؟

روح روحالله ساعتها بود که با دلی آرام و قلبی مطمئن و روحی شاد و ضمیری امیدوار به فضل خدا، از کالبد خویش به آسمان رفته بود و اینک میلیونها انسان داغدار منتظر تشییع و دیدار آخرین با امام خویش بودند.


انتقال پیکر امام امت با توجه به خیل عظیم جمعیت و مشکلات مختلفی که در این خصوص وجود داشت، بر عهده امیر محمد انصاری فرمانده وقت هوانیروز بود که باید این وظیفه مهم را انجام می داد. او 7 سال فرمانده هوانیروز بوده و از جانبازان دفاع مقدس به شمار میرود.

محمد انصاری روزی از داشتن دستخط امام برای تقدیر از خدماتش خرسند و شکرگذار بود و روزی دیگر دیدن دست بیجان حضرت روح الله (ره)، خط سرنوشت او را تغییر داد.

اینک در سالگرد عروج بنیانگذار انقلاب اسلامی، فرمانده وقت هوانیروز ابتدا به بیان خاطرات خود از آن روز تاریخی پرداخته و سپس در خصوص وضعیت گذشته و فعلی هوانیروز برای گروه دفاعی خبرگزاری فارس سخن می گوید که بخش دوم آن طی روزهای آینده منتشر میشود.

امیر انصاری با بیان این مطلب که ما در جریان بیماری امام قرار داشتیم، گفت: من آن زمان فرمانده هوانیروز بودم و برای سرکشی از محورهای عملیاتی به کرمانشاه رفته بودم چرا که با وجود آتش بس پس از جنگ، هیچ اعتباری به حمله مجدد از طرف صدام نبود.

انصاری ادامه داد: شب بود که مثل بقیه مردم از طریق تلویزیون خبر رحلت امام(ره) را شنیدیم. من بسیار متاثر بودم چرا که امام(ره) را دربست قبول کرده بودم و چون از بچگی پدر نداشتم به ایشان به عنوان پدر معنوی خود نگاه میکردم.

وی افزود: قرار بود برنامه وداع یا پیکر بنیانگذار انقلاب اسلامی در مصلای تهران برگزار شود و ماموریتهایی نیز بر عهده هوانیروز قرار گرفته بود. به همین خاطر از کرمانشاه راه افتادم و 5 صبح بود که خود را به مصلای تهران رساندم.

فرمانده اسبق هوانیروز خاطر نشان کرد: هر چند ما برای از دست دادن امام(ره) بسیار ناراحت بودیم اما یک نگرانی نیز در خصوص آینده نظام داشتیم چرا که خیلی صحبتها گفته میشد که بعد از رحلت امام(ره) قطعا اوضاع به هم خواهد ریخت.

انصاری با تاکید بر اینکه نفس امام(ره) و معنویت ایشان در ملت وحدت ایجاد کرده بود، یادآور شد: کافی است شما فیلم نماز مصلای تهران را ببینید؛ چه کسانی در این صف ایستادند؛ به خاطر همین وحدت بود که دشمن نتوانست هیج غلطی بکند.

وی ادامه داد: وقتی به مصلی رسیدم، اوضاع خوب نبود. هر چند بچههای هوانیروز کار خود را بلد بودند و از نیمههای شب فعالیتشان را شروع کرده و 20 فروند بالگرد نیز پیش بینی شده بود.

این فرمانده ایام دفاع مقدس اظهار داشت: ما در جنگ نیز سعی میکردیم شخصا اوضاع منطقه را از نزدیک بررسی کنم چرا که هواپیماهای آواکس امریکایی و اسراییلی که اطلاعات را در اختیار صدام میگذاشتند، نداشتیم و باید خودمان شخصا بررسی میکردیم.

انصاری افزود: این بار نیز شخصا با هلیکوپتر بر فراز منطقه پرواز کردم اما دیدم به لطف وحدتی که ایجاد شده بود، کار به خوبی پیش میرفت.

وی با اشاره به حضور دهها خبرنگار کاربلد خارجی در مراسم ارتحال امام(ره) تصریح کرد: قطعا آنها نیامده بودند تا اخبار مثبتی از این تجمع میلیونی پخش کنند بلکه به دنبال ارائه گزارش از اوضاع به هم ریخته ایران بودند.

فرمانده اسبق هوانیروز گفت: بعد از نماز دیدم حال حاج احمد آقا خوب نیست بنابراین یک بالگرد برای بردن ایشان قرار دادم و خود با یک بالگرد دیگر پرواز کردم تا اوضاع را بررسی کنم. جمعیتی فوق العاده ای آمده بود.

انصاری با اشاره به حضور میلیونی ملت ایران در بهمن 57 در استقبال از رهبر کبیر انقلاب، خاطر نشان کرد: باید در نظر داشته باشیم که آن زمان ستاد استقبال از امام(ره) اوضاع را کنترل میکرد اما این بار مردم به صورت خودجوش عمل میکردند.

وی با ذکر مثالی افزود: گویی 100 مربی اروپایی مثل فرگوسن یا مورینیو یک تیم فوتبال را چیده بودند. حتی به نظر من نظم مردم از این تیمهای فوتبال اروپایی نیز بیشتر بود.

خلبان بالگرد حامل پیکر امام(ره) ادامه داد: وقتی این شور و حرارت ملت را دیدم، خیالم راحت شد و از نظم و ترتیبی که به صورت خود جوش بر مردم حاکم بود احساس آرامش کردم. این در حالیست که خیابانها و اطراف مصلی و بهشت زهرا را میلیونها نفر از مردم ایران پر کرده بودند.

انصاری اظهار داشت: من مسئولیت کار را پذیرفته بودم و ترسی نداشتم از اینکه اشتباهی صورت بگیرد و با من برخورد کنند چرا که معتقدم اگر کسی در این نظام خالصانه عمل کند هیچ گاه یقه او را نخواهند گرفت. من ندیدم در این نظام با کسی بیدلیل برخورد شود مگر اینکه آن طرف مفسده مالی، اخلاقی و یا سیاسی داشته باشد.

وی با بیان اینکه 20 بالگرد پیشبینی کردیم تا تمام خبرنگاران خارجی را سوار هلی کوپتر کنند و این تعداد بالگرد، رقم زیادی بود، گفت: به آنها گفتم در هیچ کشوری چنین امکاناتی را در اختیار شما قرار نمیدهند اما اینجا جمهوری اسلامی است و آن طوری نیست که برای شما ترسیم کردهاند، بروید و از هر کجا که دلتان میخواهد فلیمبرداری کنید.
* ابتدا قرار بود پیکر امام(ره) را با تریلی به بهشت زهرا ببرند
فرمانده اسبق هوانیروز یادآور شد: ابتدا قرار بود پیکر امام(ره) را سوار بر یک تریلی به سمت بهشت زهرا ببرند تا در میان مردم باشد. اما از یک طرف نیز نگران بودند تا حادثهای رخ ندهد. من به آنها گفتم یک هلیکوپتر به عنوان پشتیبان بالای سر ماشین قرار میدهیم تا به محض اینکه اتفاقی افتاد بتواند به آن کمک کند و خودم به عنوان خلبان هلیکوپتر نشستم. البته یکی از استاد خلبانهای هوانیروز بهنام سروان ملکوتی را که ترک زبان بود و یادم هست آن روز بسیار گریه میکرد نیز در کنار خود نشاندم. این سروان ملکوتی بعدا به من گفت که همان شب یک خوابی از حضرت امام(ره) دیده است اما الان یادم نیست که موضوع خواب چه بوده و من نیز دیگر ایشان را ندیدم.

انصاری ادامه داد: اوضاع تا نزدیکی صالح آباد خوب بود اما در ابتدای جاده صالح آباد جمعیت بسیار زیاد شد و اوضاع داشت از کنترل خارج میشد. یک تریلری به عنوان فریب، میان مردم فرستادیم و ماشین اصلی که حامل پیکر امام(ره) بود به سمت بیابان پیچیده و ما برای تحویل پیکر فرود آمدیم.

* 40 نفر میخواستند سوار هلیکوپتر حامل پیکر امام(ره) شوند
وی خاطر نشان کرد: یک مرتبه نگاه کردم و دیدم به جای آنکه حداکثر 10 نفر به همراه تابوت سوار هلیکوپتر شوند، 40 نفر قصد سوار شدند داشتند که با بدبختی تمام آنها را پیدا کردیم که یادم هست یکی از آنها همین حاجی بخشی بود که در جبهه نیز بسیار به رزمندگان کمک میکرد.
خلبان بالگرد حامل پیکر امام(ره) افزود: به هرحال باز هم 12 نفر سوار هلیکوپتر شدند اما با توجه به اینکه بنزین هواپیما کم شده و بالگرد سبک شده بود، مشکلی نداشت.

انصاری ادامه داد: بالاخره از روی زمین بلند شدیم یک دور در هوا زدیم و دیدم همه چیز مرتب است. بچههای کمیته یا سپاه (درست یادم نیست) دستان خود را حلقه زده و یک محوطه باز را برای فرود بالگرد آماده کرده بودند و اطراف آن را نیز کانتینر چیده بودند. پشت سر آنها نیز جمعیت زیاد منتظر رسیدن پیکر رهبر عزیز خود بودند.

* به محض ورود بالگرد، بچههای کمیته و سپاه عنان از کف دادند
وی خاطر نشان کرد: به محضر اینکه بالگرد به زمین نشست، خود بچههای کمیته که مسئول برقراری نظم بودند، از فرط ناراحتی و علاقه به امام(ره)، کنترل خود را از دست داده و به سمت هلیکوپتر دویدند و به طبع آن جمعیت میلیونی نیز به سمت هلیکوپتر هجوم آورد و بالگرد مانند نگینی در وسط جمعیت قرار گرفت که این البته بسیار خطرناک بود.

فرمانده اسبق هوانیروز افزود: در ایام دفاع مقدس دیده بودیم که ملخ انتهای بالگرد سر بسیاری از رزمندگان را برده بود و این در میان جمعیت میلیونی بسیار خطرناک بود.
انصاری تصریح کرد: بالاخره با سلام و صلوات توانستیم هلی کوپتر را خاموش کنیم و در چشم به هم زدنی دیدیم که تابوت را از هلی کوپتر خارج کردند. از یک طرف تابوت امام(ره) را بردند و از طرف دیگر جوانان که ناراحت بودند از ما سراغ پیکر امام(ره) را میگرفتند.

وی ادامه داد: یادم میآید مردم متاثر، هلی کوپتر را میبوسیدند و یا لباس خلبان را میکندند. چند نفری هم بر پشت هلیکوپتر سوار شده بودند و دیگر چیزی از بالگرد باقی نمانده بود.

فرمانده اسبق هوانیروز گفت: واقعا معجزه الهی بود که اتفاق خاصی رخ نداد. شما حساب کنید اگر یک ته سیگار به باک هلیکوپتر میرسید چه فاجعهای رخ داده بود؟ به نظر من توانایی ما شاید 10 درصد به دادمان میرسید و دیگر کنترل از دست ما خارج شده بود اما به لطف خدا هیچ اتفاقی رخ نداد.

* احساس می کردم در معرکه جنگ قرار دارم
انصاری درباره احساس خود در آن زمان میگوید: من به خودم گفتم انگار که در وسط میان جنگ هستم و خدا باید به ما کمک کند. خلاصه در زیر هلی کوپتر آنقدر پا قرار داشت که زیر آن نرم شده بود و با بدبختی یک ساعت و نیم طول کشید که توانستیم از این معرکه سلامت بیرون برویم.
وی افزود: دیگر این هلیکوپتر توان بازگشت نداشت و من هم میترسیدم اتفاقی رخ دهد به همین دلیل نیروی هوایی را در جریان قرار دادیم و آنها دو هلیکوپتر فرستادند و یک تابوت فلزی که مخصوص خلبانها بود.

این فرمانده ارتش جمهوری اسلامی ایران در ایام دفاع مقدس، اظهار داشت: من در طول سابقه خود حتی در جنگ چنین وضعیتی را تجربه نکرده بودم. بعد از این ماموریت بود که آن هلیکوپتر مدت زیادی برای تعمیر به آشیانه رفت. چه کسی میتوانست در آن موقع جلوی ملتی را که همه جوان و متاثر برای از دست دادن رهبر و پدر خود بودند، بگیرد؟

* دیدار ظهیرنژاد در جماران پس از رحلت امام(ره)
انصاری با بیان اینکه تمامی فرماندهان و رزمندگان ارتش جمهوری اسلامی ایران، امام(ره) را از عمق وجود خود دوست داشتند، افزود: بعد از رحلت امام(ره) یک مرتبه به جماران رفتم دیدم در کنار یکی از ستونها یک تیمساری ایستاده و به شدت گریه میکند. دقت که کردم دیدم تمیسار ظهیرنژاد است، می دانستم ایشان علاقه زیادی به امام(ره) داشت اما آن روز با تمام وجود این احساس را درک کردم البته تمام فرماندهان مثل صیاد شیرازی، بابایی، ستاری و ... عاشق امام (ره) بودند.

* مردانگی امام(ره) باعث شد تا جام زهر را بنوشد
وی امام(ره) را یک فرمانده به تمام معنا معرفی کرد و افزود: ایشان دستورات نظامی کمی میدادند ولی تمام دستورات حکیمانه بود.

انصاری افزود: وقتی امام(ره) فرمودند جنگ برای ملت ما یک نعمت است، ما مفهوم این سخن را درک نکردیم ولی بعدها به آن پی بردیم. چراکه اگر جنگ نبود چطور نسلهای آینده میتوانستند از وجود سلحشورانی مانند بابایی، ستاری، دوران، شیرودی، کشوری و هزاران شهید عزیز دیگر در ارتش با خبر شوند.


فرمانده اسبق هوانیروز همچنین با ذکر خاطره ای از ایام دفاع مقدس گفت: در یکی از عملیاتها که با شکست مواجه شدیم، یادم هست صیاد شیرازی و محسن رضایی میگفتند ما رویمان نمیشود خدمت امام برسیم و گزارش بدهیم. وقتی امام از موضوع با خبر شدند، یک پیام ساده فرستادند که ما برای اهداف بلندتری تلاش می کنیم. به خدا توکل کنید و برای عملیاتهای بعدی آماده شوید.

انصاری با بیان اینکه یک فرمانده خوب کسی است که تمام مسئولیت را به گردن گرفته و نگذارد فشاری بر زیردستان او وارد شود، گفت: این امام(ره) نبود که باید جام زهر را مینوشید، اما این احساس مسئولیت، مردانگی و فرماندهی ایشان بود که چنین اقدامی را انجام داد.

کد موسیقی برای وبلاگ