X
تبلیغات
پیکوفایل
رایتل
سه‌شنبه 28 دی 1389

توجه:مقاله ذیل عینا از سایت خبری عصر ایران برداشت شده و مورد تائید یا رد مجله هوایی نمیباشد.  

سالهای سال است که مسوولان صنعت هوایی کشور، پشت سنگر ستبر تحریم ها پنهان شده اند و با پیش کشیدن این که امکان خرید هواپیماهای جدید وجود ندارد، خود را مبری از مسوولیت و پاسخگویی می دانند.
اکثر مردم نیز این توجیه را از آنها می پذیرند. هم از این روست که هرگاه در پی حوادثی مانند سقوط هواپیمای ارومیه، سخن از لزوم استعفای مسوولان مربوطه به میان می آید، بسیار گفته می شود که مگر با رفتن این و آمدن آن یکی، کار درست می شود؟ما که تحریم هستیم و هر کس دیگری هم که بیاید، همین آش است و همین کاسه!

در این باره گفتنی ها بسیار است ولی از باب روشنگری و انجام وظیفه رسانه ای، چند نکته را متذکر می شویم:

1- درست است که تحریم هستیم و شرکت های اصلی هواپیماسازی جهان (ایرباس و بوئینگ) به ما هواپیما نمی فروشند اما راه های متعددی برای دور زدن تحریم ها و نوسازی ناوگان هوایی کشور وجود دارد.

این راهکارها را نیز تنها مدیران کارکشته و دارای روابط بین المللی مناسب می دانند و کسانی که به لطف امدادهای سیاسی و جناحی بر راس امور هواپیمایی کشور می نشینند، اطلاعی از این مسیرها ندارند.

به عنوان مثال می توان به شرکت ماهان اشاره کرد که متوسط عمر ناوگان آن بسیار کمتر از متوسط عمر ناوگان کشور است و این در حالی است که ماهان (تاسیس:1371)در مقایسه با هواپیمایی جمهوری اسلامی (تاسیس:1323) یک شرکت کم سابقه به شمار می رود که هرگز از امکانات و حمایت های دولتی مانند هما برخوردار نبوده است.
با این حال، مدیریت این شرکت توانسته برغم همان تحریم ها و محدودیت ها، ناوگانی نسبتا نو و مدرن را به کارگیری کند.

حال سوال این است که اگر تحریم ها علت تامه فرسودگی ناوگان هوایی ما هستند و مسوولان سازمان هواپیمایی و شرکت های دولتی هواپیمایی و در راس آنها هما به بهانه تحریم ها، همچنان ملت را سوار هواپیماهای 37 ساله می کنند و به کشتن می دهند، چگونه است که در همین کشور و با همین شرایط، برخی شرکت های بخش خصوصی توانسته اند ایرباس هایی با مدل های بالای 2000 وارد کشور کنند؟!
البته تحریم ها قطعا موثرند ولی موثرتر از تحریم ها، حضور مدیران بی عرضه در راس صنعت حمل و نقل هوایی کشور است که برغم آنکه از امکانات غنی دولتی برخوردارند، حتی به اندازه مدیریت یک شرکت خصوصی نیز توان و لیاقت ندارند که چهار تا هواپیمای نسبتا نو بخرند و ملت را از دست ابوطیاره های قدیمی و آدمکش نجات دهند!

بنابراین اگر آقایان مدعی و ناکارآمد کنار بروند و به جای آنها افرادی بیایند که راه و چاه را بلدند و می دانند که در دنیای معاملات هواپیما چگونه می توان صید کرد، بخش بزرگی از مشکلات حل می شود.

2- مشکل عمده ای که گریبان صنعت حمل و نقل هوایی کشور را گرفته و حالا حالاها هم قصد ندارد آن را رها کند، دلال هایی هستند که به مدد لابی های خاص، به فکر انباشت حساب های بانکی خود ولو با وارد کردن هواپیماهای قدیمی به کشورند.

به نظر می رسد در فرایند دلالی ها سود اصلی متوجه واردات هواپیماهای فرسوده ای است که ایرلاین های کشورهای دیگر درصدد از رده خارج کردن شان با قیمت نازل هستند و در این میان می توان سود خوبی را برای دلالان "بزخر" و گرانفروش متصور شد.

در این باره به یک نکته کلیدی دقت کنید: ما برای خرید هواپیما تحریم هستیم و در تحریم ها نیز قید نشده که می توان هواپیمای قدیمی را به ایران فروخت ، بلکه تحریم متوجه هر هواپیمایی است که حداقل 10 درصد آن آمریکایی باشد، چه قدیمی، چه جدید.

بنابراین وقتی می شود هواپیمای قدیمی خرید و به داخل کشور آورد، پس می شود هواپیمای جدیدتر هم تهیه کرد کما اینکه ماهان این کار را کرده است.

اما مشکل اینجاست که صرفه هواپیماهای قدیمی برای دلالان بیشتر از هواپیماهای نو هست. مگر همین چند سال پیش و در زمان وزارت "خرم" نبود که دلالان هواپیما که حتی در دفتر وزیر راه نیز حضور داشتند، فرسوده ترین هواپیماهای ترکیه را خریدند و به ایران آوردند و کلی هم پورسانت گرفتند؟!
آن هواپیماها به حدی درب و داغان بودند که تنها توانستند از ترکیه به تهران برسند و وقتی در تهران نشستند، هرگز از جای برنخاستند.

در آن زمان یکی از خبرنگاران ایرانی در گفت و گو با رییس سازمان هواپیمایی ترکیه از او به خاطر فروش هواپیماهای خارج از رده انتقاد کرده بود که مقام ترک این پاسخ تلخ و گزنده را داده بود: خود شما باید در خریدتان دقت می کردید!
ملت ایران ، به خاطر این دلال ها ، همچنان دارند تاوارن می دهند.

راهکار مبارزه با دلالی هم صرفا تشدید نظارت و برخورد نیست بلکه اصلی ترین راه حل این مشکل، "خصوصی سازی واقعی" شرکت های هواپیمایی است. (تاکید می شود خصوصی سازی واقعی نه اینکه شرکت ها از حالت دولتی به شبه دولتی تبدیل شوند).

3- اینکه می گویند اگر این مدیر برود و آن یکی بیاید مشکلات هواپیمایی کشور حل نمی شود سخن بی پایه ای است. تشکیلات هوانوردی، بسیار تخصصی هستند و لذا اگر یک مدیر غیرمتخصص و ناوارد به این امور در راس کار بنشیند، به راحتی از سوی زیردستان، دلالان و مدیران میانی، دور می خورد و هر چقدر هم که انسان صادق و دست پاک و درست کرداری باشد، نتیجه اش می شود هرج و مرج هوایی و در نهایت ناایمنی پروازها و مرگ مردم.

گذشته از این، نوع نگاه مدیریت ارشد هواپیمایی کشوری به ایمنی پروازها نیز بسیار مهم است. امکان دارد مدیری معتقد باشد که هواپیماهای قدیمی ولو با اورهال شدن، نباید پرواز کنند حتی اگر تعداد صندلی ها کم شود و آمارهای آقای رییس پایین بیاید.
اما مدیر دیگر ممکن است بر این باور باشد که حتی می توان هواپیماهای 30-40 سال پیش را هم تعمیر و وارد خط کرد.

در واقع، این گونه رویکردها، گذشته از مختصات فنی و تخصصی، از نوع نگاه مدیریتی نیز نشات می گیرد کمااینکه در اروپا، مدیران صنعت هوایی، استانداردهایی فراتر از استانداردهای ایکاشو تدوین کرده اند زیرا در آنجا مدیران به جان انسان ها اهمیت بیشتری قائل اند.

گفتنی ها در این باره زیاد است و عصرایران، موضوع صنعت حمل و نقل در ایران را همچنان پیگیری خواهد کرد ؛ اما آنچه مهم است اینکه هر کسی که قرار است عهده دار ریاست سازمان هواپیمایی کشوری باشد، باید دستکم این عرضه و لیاقت را داشته باشد که زمینه تهیه هواپیماهای روز را از بازار فعلی جهان با شرایط کنونی فراهم آورد.

کد موسیقی برای وبلاگ